السيد حامد النقوي (مترجم: محبوب القلوب)

51

خلاصهء عبقات الانوار (حديث أنا مدينة العلم) (فارسى)

جايگاه اين اسناد اين اسنادى است كه رسيدن به ژرفاى بزرگى و شكوه آن امكان‌پذير نيست ، و پيشوايان بزرگ و حافظان از حضرت امام رضا عليه السلام ملتمسانه تقاضا كردند كه با آن اسناد برايشان حديثى بفرمايند . احمد حنبل گويد : « اگر اين اسناد بر ديوانه‌اى خوانده شود ، شفا يابد . » متن گفته‌ى ابوسعيد منصوربن‌حسين آبى وزير چنين است : ابوصلت حديث كرد و گفت : با علىّبن‌موسى بودم كه سوار بر استرى خاكسترى رنگ وارد نيشابور شد . دانشمندان شهر ، احمدبن‌حرب و ياسين‌بن‌نضر و يحيىبن‌يحيى و شمارى از اهل دانش ، از بامدادان دنبال ايشان بودند . در « مربعه » به لگام استر آويختند و گفتند : « به حقّ پدران طاهرينت يك حديث كه از پدرت شنيده‌اى براى ما نقل كن . » فرمود : « پدرم ، عبد صالح ، موسىبن‌جعفر فرمود : پدرم صادق جعفربن‌محمّد فرمود : پدرم شكافنده‌ى دانش پيامبران محمّدبن‌على فرمود : پدرم آقاى عبادت‌كنندگان علىّبن‌الحسين فرمود : پدرم سيّد جوانان اهل بهشت حسين‌بن‌على فرمود : شنيدم پدرم سيّد عرب علىّبن‌ابىطالب فرمود : شنيدم رسول‌خدا صلى الله عليه و آله و سلم مىفرمود : « ايمان ، معرفت به قلب و اقرار به زبان و عمل به اركان است . » گويد : احمدبن‌حنبل گفت : « اگر اين اسناد بر ديوانه‌اى خوانده شود ، شفا يابد . » و از عبدالرّحمان بن ابوحاتم مانند آن ، از پدرش حكايت شده است و اينكه